تبليغاتX
روزی تو را داشتم...
امروز به عهدی که بستی پایبند باش...

با عرض سلام به همه دوستای گلم که منو نمیخوان!

من برگشتم و شادمان تر از همیشه بدبخت!!!!!

کاش پام میشکست و نمیرفتم تو اون خراب شده

من نمیدونم خانومها حس بویایی که دارن از کجا به ارث بردن؟؟؟؟؟؟

اون طرف دنیا هم آررررررررررره؟!!!!!

بابا بیخیال ایول دارید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

میرم گم شم به قول خودم ....نگوووووو پیدا میشم بدتر!!!!!!!

بیخیال ما هم بعضی وقتها بد نیست دچاره بیماری مزمن ..... بشیم!

حرف بدی بود بچه بخونه یاد میگیره!!!!!!!!!

سانسورش کردم.....

راه برگشت وجود نداره اگه زنی همراهت نباشه!

خدایا راهو گم کنیم بهتره نه؟!!!!!!!


+ شنبه یکم بهمن 1390| 22:52|مازیار| |
من چند وقتی نیستم

شاید دیگه نیام

شایدم ................

برام دعا کنید..............

+ پنجشنبه شانزدهم تیر 1390| 22:20|مازیار| |
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مرده بود....

گرچه آدم زنده بود...............

+ دوشنبه ششم تیر 1390| 19:46|مازیار| |
جدأ این زندگی خیلی با حال شده!!!!!!!!!!!!!

خوش بگذره به همتون البته نه مثل من!

+ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390| 17:52|مازیار| |
فردا به امروز نزدیک است و امروز با آنچه در آن است میگذرد

و فردا می آید و بدان میرسد گویی

هریک از شما دردل زمین به خانه مخصوص خود رسیده و در گودالی که کنده اید آرمیده اید

وه!

که چه خانه تنهایی و چه منزل وحشتناکی و چه سیه چال غربتی

گویی هم اکنون به صور اسرافیل دمیده اند

و قیامت فرا رسیده و برای قضاوت و حسابرسی قیامت بیرون شده اید

پندارهای باطل دور گردیده

بهانه ها از میان برخاسته و حقیقت ها برای شما آشکار شده

و شما را به آنچه که لازم بود کشانده اند

پس از عبرت ها پند گیرید

و از دگرگونی های روزگار عبرت پذیرید


و از هشدار دهندگان بهره مند گردید.....

( خطبه 157 ) نهج البلاغه

........................................................................................................

( شناخت خدا)

ستایش خداوندی را سزاست که احسان فراوانش بر آفریده ها گسترده

و دست کرم او برای بخشش گشوده است

و او را بر همه کارهایش می ستاییم

و برای نگهداری حق الهی از او یاری می طلبیم

و گواهی می دهیم جز او خدایی نیست...

( خطبه 100 )

+ سه شنبه دهم خرداد 1390| 10:20|مازیار| |
زندگی داستان آن یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی؟


گفت نخریدند تمام شد!

.............................................................................................................................

زندگی یعنی همین تا بیای بفهمی چی شد؟

باید کوله بارتو جمع کنی و ازین دنیای وارونه بری.


+ پنجشنبه پنجم خرداد 1390| 12:20|مازیار| |
اندازه 100 گرم کراک دوستت دارم....

زیاد نیست!!!

اما حکمش اعدامه!!!!!

..................................................................................................

کمبود محبت شدید:

نون هم نشدیم یکی از رو زمین برداره بوسمون کنه!!!!!!!

+ یکشنبه یکم خرداد 1390| 23:18|مازیار| |
پسر زرنگ + دختر زرنگ = دعوا !

دختر زرنگ +پسر هالو = عشق!

دختر هالو + پسر زرنگ = سکس !

دختر هالو + پسر هالو = ازدواج!

+ شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390| 19:27|مازیار| |
من همونم که یه روز میخواستم دکتر بشم؟!!!!!!!!!!!

الان یه مهندس بیکارم!!!!

حداقل از بی سوادی بهتره!!!!

بیکار نیستم اما ای کاش بیکار بودم...

حداقل عاشق نمیشدم

بعد کسی بهم دخترشو نمیداد

دخترش بهم خیانت نمیکرد...

بعد من مجبور نمیشدم ازش جدا بشم

بعد با کمال پر رویی تمام مهریه اش رو هم نمیگرفت...

همینه دیگه کاش من بیکارو بیسوادو .... بودم...

کاش عقل داشتم ولی کار نداشتم؛ زن نداشتم؛ بدبختی نداشتم...

کاش اصلأ من وجود نداشتم...

کاش پول نداشتم

کاش غم نداشتم


+ چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390| 15:42|مازیار| |
از خدا پرسیدم:

خدایا چه چیزی تو را ناراحت میکند؟

خداوند فرمود:

هر وقت بنده ای با من سخن میگوید چنان به حرفای او گوش میدهم که گویی به جز او بنده ای دیگر ندارم

ولی او چنان سخن میگوید که انگار من خدای همه هستم جز او........

.................................................................................................................

دلم را سخت میشکنی و آسان عذر میخواهی

این عادلانه نیست.....

باور کن....

+ جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390| 18:37|مازیار| |
از کامنت یه خانوم بهت زده شدم

شوکه شدم!

اصلا نمیدونم چی باید بگم چرا آخه؟؟؟؟

خانوم خب چرا خودتو زندگیتو نابود میکنی؟؟؟

خیانت دیگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای بابا...

توافقی جدا بشید خب زندگی که اجباری نیست

+ پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390| 12:7|مازیار| |
پایان حکایتم شنیدنیست:

من عاشق "او" بودم و او عاشق " او"......

میدونی:

بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد

ما چترمان خداست...

اینو نمیدونم کجا خوندمش ولی خوشم اومد نوشتم

دیگه دیگه!!!!

حالا اینو بخون!

سلامتی اونایی که طبیب دلهای دردمندند

 ولی خودشون دنیای دردند!!!

+ یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390| 18:17|مازیار| |
سلام

متشکرم از دوستای گلم مخصوصأ پسر دریا...

بابت همدردیتون سپاسگذارم

من الان دارم بهترین روزای زندگیمو میگذرونم

و از این بابت هم ناراحت نیستم

حداقل خوشحالم ازینکه من خیانت نکردم

اصلا ناراحت نیستم....

پس شما هم خودتونو ناراحت نکنید


من ارزش ندارم!!!!!!!!



+ یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390| 14:51|مازیار| |
یا عاشقانه ازدواج کنید و با احترام زندگی نمایید

یا محترمانه ازدواج کنید و عاشقانه زندگی کنید...

-------------------------------------------------------------------------------------

ما که جزء این دسته نبودیم نه با احترام زندگی کردیم

نه محترمانه ازدواج.....

فقط دلم برات می سوزه...

+ جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390| 11:36|مازیار| |
ای زندگی باور نکن دیگر تو را باور کنم

این عمر باقی مانده را در پای تو پرپر کنم

ای زندگی نفرین کن مرا

گر بعده این با هر غریبه سر کنم

+ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390| 12:9|مازیار| |
تلخی روزگار اینه که خیلی چیزارو میشه خواست

اما نمیشه داشت...

+ جمعه نهم اردیبهشت 1390| 19:49|مازیار| |
انسان بزرگ کسی است که قلب کودکانه اش را از دست ندهد!

+ دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390| 20:48|مازیار| |

نمیدونم چرا با من و زندگیمون اینکارو کردی

مگه کم گذاشتم که .....

کاری که تو با من کردی بدترین دشمنم باهام نکرد

خیلی دلم گرفت

من همه زندگیمو به پات گذاشتم

جلوی خانوادم ایستادم

با همه جنگیدم

که تورو بدست بیارم

اونوقت تو.....

فقط میتونم بگم  متأسفم برات لیاقتت همونی بود که خرابت کرد

شب عروسیمون یادته چه عهدی بستیم؟

قول دادیم فقط مرگ مارو از هم جدا کنه...

به هیچکس نگفتم با من چیکار کردی

فقط گند زدی به خودت به زندگیت

من که دوستت د اشتم...

فقط خواستی منو اذیت کنی

هرچی داشتمو نداشتم ازم گرفتی

باورم نمیشه بخاطر پول.....

توکه همه چیز داشتی چراااااااا؟

حیف آدمهایی که با تو شبارو سر میکنن

آشغالی مثل تو ارزش اون کارم نداره

فکر کردی ازت بی خبرم؟

نه اشتباه میکنی...

میدونم چیکار میکنی ...

فقط خواستی منو بدبخت کنی؟

من دل کیو شکستم که تو با من اینکارو کردی

اگه اون شب که بی خبر اومدم خونه دیدم که تو با اون یارو....

هیچ وقت نمیفهمیدم چه هرزه ایی هستی

خدارو شکر میکنم که تورو شناختم قبل از اینکه....

نمی بخشمت...



+ پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390| 15:10|مازیار| |
خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز

و چگونه مردن را خود خواهم آموخت...

+ سه شنبه سی ام فروردین 1390| 21:31|مازیار| |
مرا اینگونه باور کن....

دیگه بهت فکر نمیکنم

آدم مزخرفی مثل تو ارزش فکر کردن نداره

ازت متنفرم

بی نهات ؛تا آخر دنیا سحر خانوم.....

+ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390| 21:33|مازیار| |
مرا اینگونه باور کن

کمی خسته

کمی تنها

کمی از یادها رفته

خدا هم ترک ما کرده

خدا دیگر کجا رفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390| 21:27|مازیار| |
دنیا همینه...

اگه گریه کنی میگن کم آوردی

اگه بخندی میگن دیوونست

اگه دل ببندی تنهات میزارن

اگه عاشق بشی دلتو میشکنن

با این حال باید لحظه ایی را گریست

دمی را خندید

ساعتی را دل بست

و عمری عاشق شد...

+ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390| 21:25|مازیار| |
دنیارو دوست دارم به بهونه تو

و تورو دوست دارم بدون هیچ بهونه.....

اما الان همه چیز فرق کرده

دیگه نمیخوامت....



+ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390| 12:46|مازیار| |
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

+ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390| 20:45|مازیار| |